العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
201
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
حريث او را آرام كرد . زينب قهرمان گفت : يا بن زياد اين جناياتى كه در بارهء ما مرتكب شدى براى تو كافى است . تو مردان ما را شهيد نمودى . اصل و ريشهء ما را قطع كردى هتك حرمت ما را مباح نمودى ، زنان و فرزندان ما را اسير كردى . اگر دل تو با اين جنايات شفا يابد حقا كه شفا يافت . ابن زياد دستور داد تا آنان را براى دومين بار بزندان بردند . و گروهى را براى انتشار قتل امام حسين به اطراف و نواحى فرستاد . سپس ابن زياد امر كرد تا اسيران و سر مقدس امام حسين عليه السلام را بجانب شام روانه كردند . گروهى كه با آن اسيران بودند نقل كردند : از سر شب تا صبح ناله و ندبهء جن را ميشنيدند ، آن گروه ميگويند : وقتى ما وارد دمشق شديم زنان و اسيران آل محمّد را در بين ما با صورتهاى باز وارد دمشق كردند . اهل شام كه جفا - كار بودند ميگفتند : ما اسيرانى زيباتر از اين اسيران نديدهايم ! شما از كدام اسيران هستيد ؟ سكينه دختر امام حسين فرمود : نحن سبايا آل محمد يعنى ما اسيران آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله هستيم . ايشان را بر پلكان مسجد در آن مكانى كه معمولا اسيران را نگاه ميداشتند متوقف نمودند . على بن الحسين عليهما السلام كه جوانى بود نيز در ميان ايشان حضور داشت . ناگاه پيرمردى از اهل شام نزد آنان آمد و گفت : الحمد للَّه الذى قتلكم و اهلككم و قطع قرن الفتنة . يعنى سپاس مخصوص آن خدائى است كه شما را كشت و هلاك نمود و فتنه را خاموش نمود . هر چه توانست به اسيران ناسزا گفت ! وقتى سخنش خاتمه يافت حضرت على بن الحسين عليه السلام به او فرمود : آيا قرآن خدا را تلاوت ميكنى ؟ گفت : آرى . فرمود : اين آيه را نخواندى كه خدا ميفرمايد : قُل لا أَسْئَلُكُم عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى « 1 »
--> ( 1 ) سورهء شورا ، آيهء - 23 - يعنى يا محمد به امت خود بگو : من در مقابل زحمتهائى كه براى شما كشيدم چيزى نمىخواهم مگر دوست داشتن اهل بيتم - مترجم